الشيخ الكليني ( مترجم : مصطفوى )
362
الكافي ( أصول كافى ) ( فارسى )
نشست ، مال دار جامههايش را از زير پاى او بكشيد . رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله به او فرمود : ترسيدى چيزى از فقر او به تو چسبد ؟ گفت نه ، فرمود : ترسيدى از دارائى تو چيزى به او رسد ؟ گفت : نه ، فرمود : ترسيدى لباست چرك شود ؟ گفت : نه . فرمود : پس چرا ترا بر اين كار واداشت ؟ گفت : يا رسول اللَّه ! من همدمى ( شيطانى دارم ) كه هر كار زشتى را در نظرم زينت دهد ، و هر كار خوبى را زشت نمايش دهد ، من نصف مالم را به او مىدهم ، پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله به آن مرد نادارا فرمود : تو ميپذيرى ؟ گفت : نه : مرد مالدار گفت : چرا ؟ گفت : زيرا ميترسم در دل من درآيد آنچه در دل تو درآمده ( كه تكبر و توهين فقرا باشد ) . 12 - امام صادق عليه السّلام فرمود : در مناجات موسى عليه السّلام است كه ( خداى تعالى فرمايد : ) اى موسى ؛ هر گاه ديدى فقر رو آورده ، بگو مرحبا به شعار شايستگان و چون ديدى توانگرى رو آورده بگو : گناهى است كه عقوبتش شتاب كرده است . 13 - پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله فرمود : خوشا حال مستمندان از لحاظ صبر آنها [ خوشا حال آنها كه بصبر چسبيدهاند ] آنهايند كه ملكوت آسمانها و زمين را ميبينند .